حافظ و حقوق بشر
من این مطلب را در سایت ایران بوم خواندم که منبع اصلی اش : "خرد ایرانی" سایت دکتر دادبه استاد ادبیات وحافظ شناس نامی ایران است..به عنوان فردی حقوقی که عاشق ادبیات کشورش است از این متن لذت بردم .چرا که بحث حقوق بشر، اخلاق وانسانیت را دکتر دادبه، به زیبائی ، در شعر حافظ دریافته است:
دوشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۸۹
برای بحث درباره حافظ و حقوق بشر ابتدا باید ببينيم جوهره اعلاميه سي ماده يي حقوق بشر چيست تا تکليف مان روشن شود والا بديهي است که نمي توان اعلاميه يي سي ماده يي در ديوان حافظ يافت، اما مي توان نکات پراکنده در غزل ها را که لازمه بيان هنري است، گرد آورد و با مواد اعلاميه حقوق بشر تطبيق داد. پيداست که اين امر گرچه شدني است، اما به تمامه در اين مختصر و در اين گفت وگو نمي گنجد، لاجرم بر بنيادها و بر اصول انگشت مي نهيم؛ در اعلاميه حقوق بشر بر «آزادي، برابري، و حقوق انساني» از جنبه هاي مختلف تاکيد شده و به رعايت کردن اين حقوق توصيه شده است.
بگذاريد بپرسيم سبب شکل گيري اين اعلاميه و تنظيم مواد آن و توصيه به اجراي اين مواد چيست؟ آيا جز اين است که سلب آزادي، نفي برابري و تضييع حقوق انساني در طول زمان از سوي جاهلان و مغرضان و منفعت طلبان و در يک کلام پاي نهادن بر سر عدالت موجب شد تا آزادي خواهان و انسان دوستان به فکر تأمين آزادي و برابري و حقوق انساني بيفتند؟ جنگ هاي خانمان سوز اعم از جنگ هاي فرقه يي و مذهبي و غيرمذهبي و بيدادهاي به بار آمده از آن در اين امر تأثيري بنيادي نداشت؟ پس بنياد و اساس ماجرا را در «عدالت» و «بي عدالتي» بايد جست. تعريفي را که قدما، در فرهنگ ايراني- اسلامي از عدالت به دست داده اند گوياتر از گوياست؛ عدالت، نهادن هر چيز است در جاي خود و لاجرم ظلم، نهادن چيزهاست نه در جاي خود. وقتي آزادي کسي سلب مي شود، وقتي مال مردم ربوده مي آيد، وقتي کسي را که شايسته مقامي نيست در آن مقام قرار مي گيرد، وقتي بيشتر از آنکه بايد، يا کمتر از آنکه بايد به کسي امکانات داده مي شود، جمله، نهادن چيزهاست، نه در جاي خود و ظلم است و پايمال شدن عدالت و اگر عکس آن تحقق يابد عدالت است.
همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی